دانلود آهنگ از همان روزی که یوسف را برادرها به چاه انداختند

متن آهنگ از همان روزی که یوسف را برادرها به چاه انداختند
از همان روزی که دست حضرت قابیل
گشت آلوده به خون حضرت هابیل
از همان روزی که فرزندان آدم
زهر تلخ دشمنی در خون شان جوشید
ایمی موزیک
آدمیت مرده بود گرچه آدم زنده بود
از همان روزی که یوسف را برادرها به چاه انداختند
از همان روزی که با شلاق و خون دیوار چین را ساختند
آدمیت مرده بود گرچه آدم زنده بود
متن اختصاصی از ایمی موزیک
من که از پژمردن یک شاخه گل
از نگاه ساکت یک کودک بیمار
از فغان یک قناری در قفس
از غم یک مرد در زنجیر
حتی قاتلی بر دار
اشک در چشمان و بغضم در گلوست
وندرین ایام زهرم در پیاله زهر مارم در سبوست
مرگ او را از کجا باور کنم
صحبت از پژمردن یک برگ نیست
وای جنگل را بیابان می کنند
دست خون آلود را در پیش چشم خلق پنهان می کنند
هیچ حیوانی به حیوانی نمی دارد روا
آنچه این نامردان با جان انسان می کنند
صحبت از پژمردن یک برگ نیست
فرض کن مرگ قناری در قفس هم مرگ نیست
فرض کن یک شاخه گل هم در جهان هرگز نرست
فرض کن جنگل بیابان بود از روز نخست
در کویری سوت و کور
در میان مردمی با این مصیبت ها صبور
صحبت از مرگ محبت مرگ عشق
گفتگو از مرگ انسانیت است
زمانی بگذارید تا صدای دلنشین از همان روزی که یوسف را برادرها به چاه انداختند، همچون آبی زلال بر قلبتان جاری شود. این آهنگ، قصهای را زمزمه میکند که هر کلمه و هر نت آن، همچون لمس آرامی از نسیم بر چشمان بسته است. ترانهای که تو را به دنیایی دیگر میبرد و از روزمرگیها رها میسازد.

در از همان روزی که یوسف را برادرها به چاه انداختند، ملودی همچون جویباری روان است و هر نت، قصهای از هزاران خاطرهی پنهان را با خود حمل میکند. از طریق ایمی موزیک، این ترانه را به سادگی دانلود کن و بگذار شعر و موسیقی دست در دست هم، روحت را نوازش کنند و تو را در آرامشی بیانتها غرق کنند.
بیا و در گوشهای از زندگی روزمرهات، از همان روزی که یوسف را برادرها به چاه انداختند را زمزمه کن؛ آهنگی که چون شعری بیانتها، در قلبت جای خواهد گرفت.
